خرید بک لینک

درباره سایت

تاریکخانه

امکانات وب

با خود می اندیشم، آدمی چگونه می تواند از رنج دلتنگی لذت ببرد؟!

بسیار حرف هست.

بسیار از آنچه باید بنویسم.

من به سراغ خاطرات رفته ام.

تصویرهای قدیمی.

سرزمین های رهاشده

چه حس غریبی دارد پرسه زدن در کوچه ای که عابر تنهایش، دیگر از آن عبور نمی کند.

نکند فراموشش کرده است؟

نکند گمش کرده باشد؟

برچسب: نویسنده: آروین قربانی تاريخ: سه شنبه 2 ارديبهشت 1399 ساعت: 9:20

او که در دوردست ایستاده

تمام واژه ها را در مشت خود دارد.

برچسب: نویسنده: آروین قربانی تاريخ: سه شنبه 2 ارديبهشت 1399 ساعت: 9:20

امروز را به خاطر خواهم آورد

بعدها

پس از آنکه دیگر

چیزی از من باقی نمانده است.

تو را جستجو کردم.

و این

گویی آزمون من است.

خیال می کنم که هرگز دیر نخواهد شد.

تو در یک گوشه ی این دنیای تاریک

دست های مرا خواهی یافت.

14 april 2020

برچسب: نویسنده: آروین قربانی تاريخ: سه شنبه 2 ارديبهشت 1399 ساعت: 9:20

جایی برای نوشتن هست. مدت هاست که اینجا ننوشتم. اینجا را نبستم. انگار که هنوز نفس می کشد. ما بودن خویش را با نوشتن اثبات می کنیم. اصلا بعضی آدم ها اینطورند. اگر ننویسند مرده اند. شاید باید در مورد روزهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آروین قربانی تاريخ: چهارشنبه 21 اسفند 1398 ساعت: 0:33

بعد، روزی می رسد که آدم نمی تواند از دنیا طلبکار باشد.

چقدر بد است.

انگار فقط ذره ای اندوه برای بر هم ریختن دنیا کافی است.

وقتی طلبی از دنیا وجود ندارد،

اندوه هم به کار آدم نمی آید.

برچسب: نویسنده: آروین قربانی تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 13:12

پس از هزار سال، دوباره باران باریده بود. پس از هزار سال، دوباره راه می رفتم. با آنکه خاک،دیگر بوی ترانه نمی دهد، با آنکه آسماناندوهش را می بارد.با آنکه بنفشه ها اسیر مرگند، هنوز هم می توان پرواز را زندگی کرد. + نوشته شده در  چهارشنبه دوم اسفند ۱۳۹۶ساعت 8:31&nbsp توسط ماهی سیاه کوچولو  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آروین قربانی تاريخ: يکشنبه 27 اسفند 1396 ساعت: 13:12

این زمین، 

این خاک، 

کِی دوباره می خندد؟

بهار 

شکوفه ها 

جوانه ها 

سوگوار تاریخند. 

+ نوشته شده در  شنبه پنجم اسفند ۱۳۹۶ساعت 14:12&nbsp توسط ماهی سیاه کوچولو  | 

برچسب: نویسنده: آروین قربانی تاريخ: يکشنبه 27 اسفند 1396 ساعت: 13:12

می بارد 

می بارد 

بی وقفه 

اندوه کودکان معصوم عفرین و غوطه را زار می زند. 

آخر این درد را به کدام خاک می توان سپرد؟ 

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم اسفند ۱۳۹۶ساعت 0:49&nbsp توسط ماهی سیاه کوچولو  | 

برچسب: نویسنده: آروین قربانی تاريخ: يکشنبه 27 اسفند 1396 ساعت: 13:12

باشد

دیدن جای پای دوست هم خوب است.

برچسب: نویسنده: آروین قربانی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 11:30

مقاله ی کرمانشاه اکسپت شد.

بعید می دانم برای ارائه بروم.

برچسب: نویسنده: آروین قربانی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 11:30

موهایم بوی سواحل مدیترانه می دهد.

برچسب: نویسنده: آروین قربانی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 11:30

بیدار می شوم

و دوباره از مرگ آکنده می شوم.

برچسب: نویسنده: آروین قربانی تاريخ: جمعه 9 تير 1396 ساعت: 22:15

"فقط یک بار زندگی می کنیم"

چقدر این جمله مهم و کلیدی است.

چقدر این جمله در ذهن ما بی اهمیت است.

+ نوشته شده در جمعه دوازدهم خرداد ۱۳۹۶ساعت 0:6 توسط ماهی سیاه کوچولو |

برچسب: نویسنده: آروین قربانی تاريخ: جمعه 9 تير 1396 ساعت: 22:15

کسی که فرق بین زبان ها را نمی فهمد، چطور می تواند در مورد ریشه ی یک زبان یا گویش نظر دهد؟!

ترجیح می دهم اصلا با چنین آدمی بحث نکنم.

+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم خرداد ۱۳۹۶ساعت 0:58 توسط ماهی سیاه کوچولو |

برچسب: نویسنده: آروین قربانی تاريخ: جمعه 9 تير 1396 ساعت: 22:15

باز هم دلم می خواهد فرهاد گوش بدهم.

برف. تو هم با ما نبودی. جمعه. هر آهنگی که پیدا کنم.

اینجا خلوت است. می توانم بروم سراغ درس هایم.

درس می خوانم. آهنگ گوش می دهم. و کارم را انجام می دهم.

همین خوب است. این باعث می شود به شرایط بد کمتر فکر کنم.

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت ۱۳۹۶ساعت 8:43 توسط ماهی سیاه کوچولو |

برچسب: نویسنده: آروین قربانی تاريخ: سه شنبه 9 خرداد 1396 ساعت: 3:27

صفحه بندی