251 - تاریخ: 1396/3/9 ساعت: 3:27
عجیب به نظر می رسد. اما انگار حقیقت دارد. وقتی برای آدم ها وقت می گذاریم، و به آنها اهمیت می دهیم، حس خوبی پیدا می کنیم، لذت می بریم و انسان بهتری می شویم. اما این احتمال هم هست که پس از مدتی این حس، به یک وظیفه تبدیل می شود. یا اینکه به مرور زمان، شخصی که مورد توجه قرار گرفته، از مدار قلب ما خا
252 - تاریخ: 1396/3/9 ساعت: 3:27
همین حالا، درست همین حالا باید ببارد. من منتظرم.
253 - تاریخ: 1396/3/9 ساعت: 3:27
اندوه سنگین است. وزن دارد. چنان بر روح و جان می نشیند که نمی شود به سادگی بیرونش انداخت. + نوشته شده در سه شنبه نهم خرداد ۱۳۹۶ساعت 0:38 توسط ماهی سیاه کوچولو |
218 - تاریخ: 1395/9/25 ساعت: 11:04
کندن دندان سالم، خیلی درد دارد.
215 - تاریخ: 1395/9/22 ساعت: 13:35
بعد ناگهان من از خودم می پرسم، مگر من چه کرده ام؟ هیچ. حتی شادی دیگر محلی از اعراب ندارد. باید عبور کرد. عجیب بود که نَگریستم. من درس ها را زود از یاد می برم. کاش از خاطر نمی بردم . کاش حادثه ها، انفجاری در سرم بودند. کاش از یاد نمی بردم.
گفتگوی تلخ - تاریخ: 1395/9/22 ساعت: 13:35
وقتی لابلای زخم های عمیق قلب کسی می نشینی , که خودت مجروحش کرده ای , نمی توانی شاد باشی.
217 - تاریخ: 1395/9/22 ساعت: 13:35
قبلا از سه غار دیگر دیدن کرده بودم. اما این یکی متفاوت بود. اولین تجربه ام از غارنوردی، پر از احساس های ناب بود. پر از تناقض. رنج. دلتنگی، اشک و لمس بی دریغ تنهایی... هنوز در کمرکش کوه، باران می بارید که به غار رسیدیم. زیبا بود. بی نظیر و تکرار نشدنی. آسمان با دلم بازی می کرد و و با چشم هایم. همه چی...
210 - تاریخ: 1395/9/6 ساعت: 14:50
باید صعود 2700 متری جمعه را توصیف می کردم. اما حوصله اش را نداشتم. خیلی خوب بود. نهایت صعود، تصویر دماوند بود. دماوند که هنوز مرا به خود راه نداده است. می خواستم زانو بزنم و گریه کنم. اما توی گروه نمی شد. راستش، تا بحال، دماوند را این همه زیبا و خواستنی ندیده بودم. مرا به زانو در آورد. از او خواستم ...
سر صبح با آواز - تاریخ: 1395/9/6 ساعت: 14:50
دلم مجمر آتش تور کن گِلم ساغر آب انگور کن این شعر از معینی کرمانشاهی را، داریوش چقدر زیبا خوانده.
212 - تاریخ: 1395/9/6 ساعت: 14:49
برف می بارد چه عروس های زیبایی شده اند این درخت های سوزنی برگ.
. - تاریخ: 1395/9/6 ساعت: 14:49
کاش جایی بود که آدم می توانست از دست خودش به آنجا فرار کند.
کاش می دانستم - تاریخ: 1395/9/6 ساعت: 14:49
نمی دانم چه شد. جز رد درد، چیزی نمانده است. کاش حقیقت را می دانستم. امروز آهنگ sweetness of a dreem daal band
208 - تاریخ: 1395/8/20 ساعت: 14:23
هیچ راهی ندارد. هجوم آورده است. چشم هایم را پنهان می کنم. کسی نمی بیند.
209 - تاریخ: 1395/8/20 ساعت: 14:23
آه چشم ویروسی!
206 - تاریخ: 1395/8/17 ساعت: 16:32
خسته و گرسنه بودم. اما نه میلی برای خوردن داشتم، نه لذتی از خوابیدن می بردم. امروز فقط به آهنگ برف از فرهاد گوش خواهم داد.
207 - تاریخ: 1395/8/17 ساعت: 16:32
وقتی به خودم حق می دهم، یادم می آید که می توانم لج کنم. خنده دار است. آدم ها همیشه قابلیت تجربه ی کودکی دارند. در هر زمانی. هر وفت که خودشان بخواهند. همیشه حیال می کردم که لج کردن، فقط مربوط به دوران کودکی است. پس حالا، من هم، همان کودکی هستم که تصمیم گرفته لج کند. کمی فرصت خندیدن پیدا کرده ام. دست ...
205 - تاریخ: 1395/8/16 ساعت: 8:23
کلاس جدید را با استاد بزرگ شروع کرده ایم. از همین امروز. می دانم نبرد سخت در پیش است. فراتر از آنچه در کتابی بگنجد. نبرد در باران نبرد در پاییز نبرد در میان پرواز پروانه ها این نهایت نبرد است.
باید کمی بمیرم. - تاریخ: 1395/8/11 ساعت: 20:21
از صبح تا حالا، فقط یک آهنگ: may be I, may be you SONG: SCORPIONS (Music: Anoushirvan Rohani; Lyrics: Klaus Meine)
تعجب نمی کنم - تاریخ: 1395/8/11 ساعت: 20:21
هنوز، راه هایی برای اشتباه کردن پیدا می شود. هنوز هم راهایی هست که بشود غرور خودت را لگد مال کنی. موفق شدی.
203 - تاریخ: 1395/8/11 ساعت: 20:21
کاش می شد الان بخوابم. اما نمی شود. تمام دیشب بیدار بودم. تمام طول شب به التهاب گذشت. و بیماری. باید اعتراف کنم که به شدت احساس مردگی می کنم. چه وضعیت بدی است.

برچسب‌های مرتبط

سر صبح باد سرد | io games | کاش می دانستم چیست | کاش می دانستم | كاش مي دانستم چيست | 208 area code | 2080 candy crush | 208 talbot | 209 area code | 2090 v