181
-
تاریخ: 1395/7/7 ساعت: 17:02
آیینه رویا! آه از دلت آه!
177
-
تاریخ: 1395/7/2 ساعت: 15:23
با یکی از بچه های کارشناسی حرف می زدم. دانشکده ی ما نبود. اما خیلی دوست بودیم. عاشق دختری بود که انگار او هم عاشقش بود. در واقع نبود. و پسر بیچاره را مچاله کرد. حالا که پسر از ایران رفته. و دارد دکترایش را می گیرد. دختر هم از ایران رفته. و ترجیح می دهم هیچ از او ندانم. اما زندگی پسر به تلخی گذشت. خی...
179
-
تاریخ: 1395/7/2 ساعت: 15:23
دیدن بعضی نوشته ها و یادداشت ها، عجیب آدم را توی فکر می برد. شاید چون توقعش را نداریم. یا فکر می کنیم به نویسنده اش نمی آید. ما آدم ها را بر اساس برداشت های خودمان قضاوت می کنیم، نه با توجه به احساسات خودشان. برای همین متعجب می شویم. اغلب، ماهیت اشیاء و مفاهیم، آنگونه که هستند، دریافت نمی شوند. ... ...
175
-
تاریخ: 1395/7/1 ساعت: 16:59
وعده داده بودم به خودم، نه قول داده بودم که از روز اول پاییز، یک لحظه اش را هم هدر ندهم. ندادم. امروز دوباره راه رفتم تا اداره. همه چیز مثل قبل است.
؟
-
تاریخ: 1395/7/1 ساعت: 16:59
چه خوشایند است این گیجی!
174
-
تاریخ: 1395/7/1 ساعت: 9:56
پاییزِ عطسه های من از راه رسیدند. دیگر خودش است. فردا. فردا بزرگ است.
173
-
تاریخ: 1395/6/31 ساعت: 8:42
پاییز ما را در برخواهد گرفت.
172
-
تاریخ: 1395/6/30 ساعت: 16:19
فاصله یعنی برداشت متفاوت آدم ها، از یک مفهوم. بعضی وقت ها، فاصله چفدر نفرت انگیز است.
171
-
تاریخ: 1395/6/30 ساعت: 7:00
همیشه از رنگ ها می ترسیدم. رنگ ها... باید در حیطه ی سیاه و سفید باقی بمانم.
پاییز
-
تاریخ: 1395/6/30 ساعت: 0:35
امروز، هوای خنک پاییز را روی صورتم حس کردم. پاییز آمد. وقتش شده که بخوانمش.
169
-
تاریخ: 1395/6/30 ساعت: 0:34
دلم آهنگ " ماه و ماهی " را خواست. نمی دانم چند ساعت گذشته که این آهنگ پخش می شود.
170
-
تاریخ: 1395/6/30 ساعت: 0:34
وقتی به خویشتن بازمی گردیم، ذیگر دیر است.
167
-
تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 13:09
تمام این روزها پر از آهنگ های آرام شده اند. همینجا می نشینم و گوش می دهم. آرام تر از همیشه. الان: پرنده- سیمین غانم.
166
-
تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 2:11
نه که نفهمیم دنیا چقدر بازی های سخت بلد است، خوب می فهمیم. مجبوریم خودمان را به آن راه بزنیم که باختن هایمان زیاد دردمان نیاورد.
164
-
تاریخ: 1395/6/23 ساعت: 15:51
سپس خیال می کنیم که همه چیز سر جای خودش برگشته است. اما خیال خامی بیش نیست.
154
-
تاریخ: 1395/6/22 ساعت: 2:16
راهی پیدا کن! وگرنه عذاب این خیال ها، پیش از مرگ تو را خواهد کشت.
155
-
تاریخ: 1395/6/22 ساعت: 2:16
نشسته ام یک اجرای تازه از مرا ببوس تماشا می کنم . از دو جوان هنرمند ایرانی. و ماست چکیده ی ترش نمک زده می خورم. خیلی عالی بود. نتواستم ازش بگذرم. فقط نفهمیدم این اجرا، چه ربطی به ماست چکیده داشت. اما هر دو عالی بودند.
156
-
تاریخ: 1395/6/22 ساعت: 2:16
تمرین امروز متفاوت. در مسیری بسیار زیبا و متفاوت تر. دالان های تاریک. کوچه باغ های وحشی. منظره ای رو به شهر. و جنگل. منرل گاه وسیع گاوان.
157
-
تاریخ: 1395/6/22 ساعت: 2:16
ترسیم تازه ای از بودن. از حضور از یاد از دلتنگی. وصفی که من انتظارش را نداشتم.
158
-
تاریخ: 1395/6/22 ساعت: 2:15
در هر صورت، بازگشتی در کار نیست. و تکلیف کلاس هم کاملا نامشخص.